به اندازه ی چند دقیقه، با من نشسته بود
از خودش گفت، از قصدِ آمدنش، از چرایِ رفتنش
ساده بود و صمیمی‌
لحنی داشت، به گوشِ احساسِ من، بی‌ انتها غریب
قهوه‌اش را خورد، دستم را فشرد و رفت

ماجرایِ عجیبی ‌ست بودنِ ما آدم ها
یک نفر برایت چند دقیقه وقت می‌‌گذارد و به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، چشمانت را به دنیائی تازه باز می‌‌کند
برای یک نفر، عمری وقت می‌‌گذاری. همان کسی‌ که قادر است به اندازه ی خوردنِ یک قهوه، دنیایی را خراب کند

با تاسف نمی‌نویسم
برای بیدار شدن، برای شروع‌های تازه، هرگز دیر نیست
قهوه‌های تلخ، آدم‌های تلخ، روز‌های تلخ، ااماً به معنی‌ پایانی تلخ نیست
هنوز هم معتقدم . برای وارد شدن به دنیای دیگران، باید به اندازه یک فنجان قهوه برایشان وقت گذاشت

نیکی‌_فیروزکوهی


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود اهنگ های کرمانجی|کرمانج موزیک سالم زيبا سنگفرشی آذربایجان(خدایی) ساخت دستگاه دیپازیتور April Los تولدت مبارک کتاب خوان اطلس ساختار داده E-learning