کانال ما در سروش  

قرارمون ساعت ۵ بود اما ۵ونیم شده بود و تو هنوز نیومده بودی زیر سایبون یه کافه پناه گرفته بودم
آخه بی هوا بارون شدیدی گرفته بود.
داشتم نگران میشدم که دیدمت که داری از دور میای.
وقتی بهم رسیدی انقدر خیس شده بودی که انگار همون موقع از زیر دوش اومده بودی بیرون!!
میترسیدم سرما بخوری ؛گفتم بیا بریم تو این کافه گرم شی که
گفتی یه لحظه صبر کن بعد از زیر کتت یه چتر درآوردی ازون رنگی رنگیا که من خیلی دوست داشتم.
با تعجب گفتم تو که چتر داشتی !!!
گفتی آره سر راه دیدمش دیدم ازوناییه که تو دوست داری برات خریدم.
گفتم خب استفاده میکردی خیس نشی!!
گفتی اخه دلم میخواست اولین بار دو تایی بریم زیرش.
قول بده هر وقت باهمیم ازش استفاده کنی.باشه؟؟!
از هر جملت عشق میبارید و من بیشتر عاشق چشمای مشکیت میشدم.
قبل از اینکه قول بدم، شال گردنی که برات بافته بودمو از کیفم درآوردم گفتم مال توئه خودم بافتم!
گفتی پس بوی عشق میده ،بوی دستات.
وقتی خواستی ازم بگیریش دستمو کشیدم عقب گفتم تو هم باید قول بدی فقط وقتی ازش استفاده کنی که من باشمو بندازم گردنت.
قول دادی .
قول دادم.!
اون آخرین پاییز بود.
حالا سه تا پاییز از اون روزا میگذره و تو نیستی
هر وقت که بارون میگیره چترو بر میدارمو میرم زیر بارون اما بازش نمیکنم چترو بغلش میکنم انقدر زیر بارون راه میرم تا مثل اون روز تو خیس بشم.
آخه قول داده بودم.
تو چی؟
 سر قولت با شال گردن هستی؟؟؟

رویا_ کانال ما در سروش

کسب درآمد

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

نرخ هفتگی میوه و تره بار Courtney یه پاتوق برای همه نوکرای ارباب Jessica اینجا همه چیز موجی 2017 است وبلاگ توسعه خبری تهران24 Troy گالری قفسه رهپویان هدایت