کمی قبل تر ، فکر میکردم عشق باید وقتی ایجاد شود که یک آدم بی عیب و نقص با تمام خوبی های ظاهری و باطنی مقابلت قرار بگیرد تا بتوانی دوستش داشته باشی ،  همان وقت ها بود که دوست داشتم عکس تمام عاشق معشوق های اطرافم را در کنار هم ببینم و میزان عشقشان را با نگاه بسنجم ، اصلأ هم برایم مهم نباشد عشق چیزی فراتر از اینست و آدم کامل هم توی دنیا وجود ندارد !.
دلم مثل خیلی های دیگر یک آدم رویایی میخواست ، از آنهایی که هم زیبایند هم قدبلند و چهارشانه ، هم خوش اخلاق و بااحساسند ، هم مهربان و پر انرژی.دلم کسی را میخواست که شبیه فلان بازیگر باشد و موهایش را مثل فلان خواننده کوتاه کند ، هر روز جور تازه ای دوستم داشته باشد ، هربار اتفاق های تازه ای برایم رقم بزند ، غمم را بداند ، شادی أم را بداند ، معنای نگاهم را بداند ، خوشبختی را بلد باشد و قصری از محبت برایم بسازد.
میخواستم عاشق کسی باشم که هیچ ایرادی نداشته باشد .
توی خیابان ، مغازه ، کتاب فروشی ، نمایشگاه ، اداره ، بانک میگشتم و میگشتم که دست بگذارم روی بهترین آدم و توی رویای خودم بروم و بگویم آهای شما که میتوانم عاشقتان باشم ما خیلی بهم می آییم آیا مایلید شماهم عاشقم باشید ؟!!!؟! مدت ها گذشت ، عاشق و معشوق های زیادی را دیدم ، حرف های زیادی شنیدم از زیباهای بی اخلاق ، از پولدارهای خائن از نامهربان های تحصیل کرده از قد بلند ها و قد کوتاه های بد و خوب ، از عاشق های خوشبختی که هرکدامشان چیزهایی کم داشتند اما عاشق بودند آنقدر دیدم و شنیدم که حساب کار دستم آمد. فهمیدم عشق آدم کامل و ناکامل نمیشناسد !! اصلأ عشق بهم می آییم و نمی آییم نمیشناسد یکهو دستت را میگیرد و میگذارد توی دست کسی که اصلأ شبیه آدم رویایی أت نبوده و نمیتواند باشد ، حالا این وسط شاید بعضی چیزها مثل رویاهایت از آب دربیاید و باعث شود خودت را خوشبخت ترین آدم دنیا بدانی.یا شاید خیلی عجیب تر از این هم وجود داشته باشد !!
حالا وقتی کسی درباره ی عشقش حرف میزند ، دوست ندارم عکسش را ببینم ، دوست ندارم دنبال دلیل باشم و مدام سوال های چرا دار بپرسم !! حالا از عشقشان که میگویند نگاهم برق میزند و لب هایم تحسین شان میکند ، دیگر نه عکس میخواهم ، نه دلیل.
چون میدانم عشق عیب پوش خوبیست و آدم هایی که دل به دریای عاشقی میزنند هرگز نمیتوانند چراهایم را پاسخ دهند و برای عاشق بودنشان دلیل بیاورند
با خودم فکر میکنم مثل خیلی ها ابراهیم وارانه باید بتی را که سالهای سال در ذهنم ساخته أم بشکنم ، چرا که
عشق بهم می آییم و نمی آییم نمیشناسد
.
.نازنین_عابدین_پور

 



مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دیجی لینگو شعر انگشت اشاره من است بازاریابی مجازی ادبی کیست مویی Rsgoldfast.com cheap rs gold,runescape gold,osrs gold, طراحی سایت فروشگاهی|طراحی وب سایت نگاره ی برف مرجع تخصصی نهال گردو پیوندی