دست خودم را میگیرم و میبرم سراغ عروسک هایم ،از میان تعداد انگشت شمارشان دوست داشتنی ترین را انتخاب میکنم و در آغوش میگیرم چشمانش انگار پر از خواب های ندیده ایست که وقتی بزرگ شدم برای مدت طولانی از دستشان داد ، موهایم را شبیه اسطوره ی کودکی أم، آنشرلی  میبندم و چادر گل گلی مادر را  ناشیانه روی سر میگذارم ، به خودم توی آینه نگاه میکنم ، به چادری که قدش از من کوتاه تر است و مثل آن روزها مرا در خود غرق نمیکند ، از ظرف و ظروف اسباب بازی أم همان چندتای رنگ و رو رفته را یک گوشه میچینم ، رختخواب عروسک آبی أم را می آورم، میخواهم "مادر"باشم ، مثل آن روز ها پایم را دراز میکنم و رختخواب کوچک خاطره انگیز را رویش میگذارم عروسک کوچولویم با تمام کهنگی أش هنوز هم مرا سر ذوق می آورد ، پایم را تکان میدهم و فکر میکنم چشم های عروسک خواب گمشده أش را بعد از سالها پیدا کرده و خیالم راحت میشود . حالا باید بروم سراغ کارهایم ، خیال میکنم عید است و باید خانه تکانی کنم ، باید برای عروسک های دیگرم مثل خاله ای مهربان لباس نو بخرم ،چند لباس دوخته شده را از جعبه ی بزرگ خاطره هایم جدا میکنم با تمام کج و کولگی شان سلیقه و حوصله ی کودکی أم را به رویم می آورند و یادم می آید حالا کمتر مثل آن روزها باحوصله أم ،  لباس های جدید خود را از کمد بیرون میکشم ، بوی آن روزهارا نمیدهد بوی عطر تازه ای را به رخم میکشد که برای سال نو خریده أم ، دلم بوی واقعی لباس هایم را میخواهد ، بوی تازگی و ذوق کودکانه که مجبورم میکرد بارها لباس های عیدم را بپوشم ، به خود بنازم و نقشه های عجیب بکشم که چطور دل دخترخاله هایم را بسوزانم ، کفش پاشنه دارم را از جاکفشی بیرون می آورم ، چقدر عیدها دلم کفشی میخواست که صدای تق تق پاشنه أش از سمفونی بتهوون هم گوش نواز تر باشد و با هر قدم دلم را بلرزاند !! کفش را میپوشم و با چادر برای خودم دامن دنباله دار درست میکنم ،از آنهایی که خاله جان وقتی عروس شد پوشید و ما دنباله أش را گرفته بودیم!!
کم کم خیال میکنم عروسکم از خواب بیدار شده و دارد گریه میکند ، اشک های شورم را با چادر مادر پاک میکنم و میروم که  در آغوش بگیرمش.
چقدربرای آغوشم کوچک و نحیف شده است.
چرا من بزرگ شدم و عروسک هایم سالهای سال با چشم خواب آلود منتظرم ماندند .چرا هم بازی هایم بجای اینکه خاله ی عروسک هایم باشند مادر شده اند . چرا مادرم میگوید بزرگ شده ای !
چرا دعا میکنند عروس مردی باشم که نمیتواند برای عروسک هایم پدری کند .
چرا !!
چرا!!
چرا!!
نازنین_عابدین_پور 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

Denzell Wayne نرم افزار شیراز تاپسو شهیدان ساتیاروند ورودی استخدامی تکنسین پزشکی پارکت دانلود آهنگ جدید | رسانه فارسی موسیقی | برمودا موزیک کسب و کار