کانال ما در سروش

یک روز بر می گردی و خاطره های پشت سر گذاشته را نظاره میکنی، به دنبال نشانی از من .
یک روز برمیگردی و در میان هیاهوی شهر صدایم میزنی به امید اینکه شاید پاسخی بشنوی . چشم هایت در انبوهی از جمعیت سوسو میزند تا شاید کسی شبیه مرا بیابی .
یک روز برمیگردی که من دیگر دچارت نیستم و آن روز برای همیشه معنای دیر کردن را میفهمی.
صدایم میزنی . نگاهت میکنم .
برایم از عشق میگویی از تک تک لحظاتمان.
برایم آواز میخوانی ، مثل قدیم تر ها در کوچه ها قدم میزنیم.
دست هایم را میگیری و گرمای قلبت تا عمق وجودم جوانه میزند.
و من در میان ازدحام شهر دلم ، به دنبال چیزی از تو میگردم.
شاید نامی ، نشانی ، احساسی .
به چشم هایت خیره میشوم و تو دوباره سوالت را تکرار میکنی (یادت هست .؟)
 و من مات و مبهوت چهره ی غریبه ای آشنا میشوم.
و تو باز از گذشته سخن میگویی.
اینبار من سوال میپرسم . سوالی که گویا قلبت را در هم میشکند .
شما .!!!؟؟؟
و  تو برای همیشه معنای دیر کردن را میفهمی .


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

TOᗯᗩᖇᗪᔕ GETTIᑎG ᗷETTEᖇ تامین و فروش انواع لوله, ورق, میلگرد استنلس استیل Joel ویکی پلنت سروشنامه خرید اینترنتی ، خرید پستی ، فروشگاه اینترنتی ویستا طرح alimoradii.parsablog.com شرکت اژدری نوین هنر نو