چگونه ناتمامی قلبم بزرگ شد
و هیچ نیمه ای ، این نیمه را تمام نکرد.
بزنم به تخته ، عشق جدید چقدر به زندگی أت می آید.
چهارخانه های پیراهنت بزرگتر بنظر میرسند و خنده هایت با دوام تر ، نه اینکه فکر کنی حسادت میکنم ها  نه ، اتفاقأ وقتی بر خلاف میل تو ، توافق کردیم برویم دنبال زندگی هایمان و  رفتیم ، گل های پیراهن من هم شکفت و عطر بهار لبخندم توی کوچه ها پیچید و های و هوی تنهایی أم به گوش آسمان و پرنده هایش هم رسید.
اما.اما همه چیز به اینجا ختم نشد ، بعد از مدتی عشق در من جان گرفت ، مثل یک بیماری پنهان و بدون نشانه که یکباره خودش را نشان میدهد و آدم را از پا در می آورد.! شاید باور نکنی اما از پا در آمدم ، تازه فهمیدم چقدر از دوست داشتنت زیر پوستم جریان داشت اما متوجهش نبودم ، تازه فهمیدم آن گل های شکفته و های و هوی ، آرامش قبل از طوفان عشق بوده و قرار است بلایی به جانم بیاندازد که درمانش از دست هیچ طبیبی برنمی آید جز تو ، اما آنقدر دیر عاشقت شدم که نتوانی بدادم برسی. من که نخواسته بودم دوستت نداشته باشم ، نخواسته بودم تورا به پای دوست نداشتنم بسوزانم.اصلأ تقصیر من نبود که عشق با رفتنت آغاز شد و ویرانم کرد فقط آمدم بگویم
هیچ حسرتی بزرگتر از این نیست که دیر بفهمی عاشق کسی بوده ای
حسادت نمیکنم اما.
آدم عاشق که این حرف ها سرش نمیشود.

 

اپیزود


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

هواکش خزرفن , خزرفن اشتــــــــراک احساس کلینیک زیبایی فلورانس وبجو | webju1.ir خدمات پولی احمدی اخبار مربوط به حوزه فناوری Luis مطالب منتخب درب ضد سرقت چوبی و فلزی